بیا برای دانستن
بیا برای دانستن رازی که سالهاست در سینه ام خفته
راز سبز وجودی من
وجودیت ما
راز ویرانی
بشکنج هر آنکه سد راه توست
بشکنج هر آنکه مانع لذت توست
راز مرا بشنو...
عمل کن به آنچه ویران کند دنیای دشمنانت را
دنیای حسودان را
دنیای آن کثافت های که زندگیت را
به سپوختنگاه روسپیان مبدل کرده اند
و خون آبه و صدای فریاد در آن می پیچد
فریادی دردناک...!!
اخبار سقط جنین بعدی را می شنوم
قدم بزن
در میان کپه های کودکان شش ماهه
باقیمانده ای از گایش نامشروع
لبخند بزن به اجساد بی جان و سفید
کشیشان را خبر کنید، روسپیان را به آتش کشند
روستاییان را خبر کنید، ناقوس کلیسا را به صدا درآرند
فردا نیز روز گناه است
دعا کنیم
دعا کنیم تا گناهان فردایمان سبک تر شوند
اعترافاتمان را در گوش روحانی انجیل به دست زمزمه کنیم
اشکهایمان را بر صلیب آویخته از گردن بریزیم
ما پیروان این دین هستیم...
شادی ممنوع، شهوت ممنوع، تفکر ممنوع است
گناه کن تا برای بخشش دعا کنی
خون بریز تا کسی که کشته می شود دعا کند راحت تر بمیرد
خون بریز تا بیننده دعا کند نمیرد
خون بریز تا دعا کنی برای بخشایش
خون بریز...باشد که خدایگان از این همه دعا خوشنود باشند
خون بریز...
دعا کنید فردا خون بیشتری بریزد...
